محمود نجم آبادى

307

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

گرفتار شدند ، مرا بيدار كرد و پس از آن خوابم درربود ، منظره ديگر مرتكب تخريب پرسپليس در آغوش تكبر و تفاخر به چنگ بليتى افتاده ، اضطراب و تشنج مرگ از چهره‌اش نمايان است ، شايد براى محافظت بابل از غائله ويرانى پرسپليس او را مسموم كرده‌اند . . . " . ( نقل از كتاب سياحتنامه فيثاغورث در ايران ترجمه مرحوم يوسف اعتصامى اعتصام - الملك ) . چنان كه مىدانيم آن زن بدكار تائيس Thais مشهور و معشوقه اسكندر مقدونى بود . 2 - اسكندر و قتل دارا - اسكندر در خرابى و ويرانى و سوزاندن پرس‌پليس از هيچ‌چيز مضايقه نكرد ، به دستور وى مردها را از دم تيغ و خنجر گذراندند ، زنها را بىناموس كردند و جواهر آنان را ربودند و چنان چپاول كردند كه اموال غارت شده را يونانيان از دست يكديگر مىربودند ، و چنان اين شهر بزرگ غارت و منهدم گرديد و تنها اثرى كه امروزه از آن ديده مىشود برجاى مانده است . اسكندر سه جنگ با دارا كرد و در هر سه جنگ دارا را شكست داد . ( جنگ‌هاى گرانيك 334 ، ايسوس 333 ، اربيل 331 ق . م . ) . وى به سال 330 ق . م . اكباتان را تصرف كرد . دو سردار بزرگ دارا جانوسيار و ماهيار دارا را از پاى درآوردند ( 336 ق . م . ) . فردوسى گويد : " دو دستور بودش گرامى دو مرد * كه با او بدندى بدشت نبرد يكى موبدى نام او ماهيار * دگر مرد را نام جانوسيار يكى دشنه بگرفت جانوسيار * بزد بر سر و سينه شهريار